۶ فروردین ۱۴۰۵، ۲۲:۵۰

پرونده «جنگ رمضان»/۳؛

بازتاب روزانه جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

بازتاب روزانه جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

بسیاری از رسانه های بین المللی و حتی صهیونیست با تشریح عواقب اقتصادی جنگ در خاورمیانه و تخریب مواضع نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه، ایران را برنده زودهنگام جنگ می دانند.

گزارش گروه بین الملل، خبرگزاری مهر؛ با گذشت ۲۷ روز از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزاینده‌ای از بن‌بست راهبردی و شکست‌های میدانی و سیاسی برای طرف‌های متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانش‌آموزان بی‌گناه آغاز شد، به‌سرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای پیدا کرده و واکنش‌های متفاوتی را در رسانه‌های بین‌المللی برانگیخته است.

رسانه‌های جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کرده‌اند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتاب‌ها می‌تواند تصویری روشن‌تر از وضعیت واقعی جنگ و چشم‌انداز آن ارائه دهد.

رسانه های غربی

فارن افرز در گزارشی با عنوان«بازی بلندمدت ایران» نوشت: دهه‌ها آماده‌سازی در حال نتیجه‌دادن است. طبق گزارش فارن افرز، با قضاوت بر اساس معیارهای جنگ متعارف، ایران در برابر آمریکا و اسرائیل عملکرد خوبی ندارد. اما اینها معیارهای اشتباهی برای ارزیابی موقعیت ایران در جنگ هستند. معیار درست حتی ارزیابی این نیست که آیا ایران به خوبی ضربه می‌پذیرد یا خیر. پرسشی که هنگام پایان جنگ اهمیت خواهد داشت این است که آیا تهران به اهداف راهبردی خود دست می‌یابد یا خیر. و از این نظر، ایران در حال پیروزی است. بر اساس این گزارش، این نتیجه تصادفی نیست. تهران نزدیک به چهار دهه است که خود را برای این جنگ آماده می‌کند، از زمانی که دولت انقلابی جدید اولین آزمون نظامی بزرگ خود را در جنگ ایران و عراق که از ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ به طول انجامید، تجربه کرد. و اکنون در حال اجرای استراتژی‌ای است که توانسته است چندین سامانه پدافند هوایی کلیدی آمریکا و اسرائیل را خنثی کند، به پایگاه‌های نظامی آمریکا در خلیج فارس آسیب شدید وارد کند، فشار اقتصادی قابل توجهی وارد سازد و بین آمریکا و متحدان عرب آن در خلیج فارس شکاف ایجاد کند. به عبارت دیگر، ایران نه تنها از بمباران آمریکا و اسرائیل جان سالم به در می‌برد، بلکه مشکلات جدی اقتصادی و سیاسی که برای دشمنان خود ایجاد می‌کند، در سطح راهبردی، دست بالا را به ایران می‌دهد.

بی‌بی‌سی انگلیسی نیز در گزارشی به سردرگمی دونالد ترامپ در خصوص بیرون آمدن از جنگی که در خاورمیانه به راه انداخته است پرداخت و نوشت:«به نظر می‌رسد که دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا به طور فزاینده‌ای به یافتن راهی برای خروج از درگیری با ایران، یا آنچه او «پایان دادن تدریجی» به جنگ می‌نامد، علاقه‌مند است. اما استراتژی خروج او نامشخص است و پیام‌های ترکیبی ترامپ نشان می‌دهد که او هنوز در مورد اینکه کدام رویکرد بهترین نتیجه را خواهد داشت، تصمیم نگرفته است: تشدید درگیری برای تلاش برای پایان دادن به آن در سریع‌ترین زمان ممکن، یا تلاش برای توافق با تهران.

نیویورک تایمز نیز در مقاله‌ای نوشت: «سیاستمداران اروپایی اگر به جنگ آمریکا بپیوندند، این خطر را می‌پذیرند که رأی‌دهندگانشان از آن‌ها روی برگردانند. از طرف دیگر، اگر برای بازگشایی مسیرهای کشتیرانی که ایران بسته و رفع بحران انرژی اقدامی نکنند، ممکن است با بحران‌های داخلی هم روبه‌رو شوند. دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا در تازه‌ترین حمله‌ تند خود به اروپا، از رهبران آن به خاطر خودداری از کمک به باز نگه‌داشتن تنگه هرمز انتقاد کرد. او هفته‌ گذشته در شبکه‌های اجتماعی نوشت: آنها از قیمت بالای نفت شکایت می‌کنند، اما از یک اقدام نظامی ساده که تنها دلیل این قیمت‌های بالاست، سرباز می‌زنند. هرچند این اظهارات تند و ناگهانی بود، اما به یک واقعیت عمیق‌تر اشاره داشت: ترامپ رهبران اروپا را در یک دوراهی واقعی گرفتار کرده است. بسته شدن عملی تنگه‌ راهبردی هرمز توسط ایران، بحرانی تمام‌عیار در سراسر قاره‌ اروپا به راه انداخته است. افزایش شدید قیمت نفت و گاز که رأی‌دهندگان را در سراسر اروپا خشمگین کرده، فشار روی رهبران را برای اقدام قاطع‌تر برای بازگشایی مسیرهای کشتیرانی افزایش داده است. اما در همین حال، فضای سیاسی در اروپا بیش از پیش به سمت مخالفت با جنگ در حرکت است و این موضوع هزینه‌ پیوستن رهبران به جنگ را بالا برده است. این کارزار نظامی از نگاه بسیاری از اروپایی‌ها، به‌ویژه در جناح چپ، جنگی بی‌دلیل و غیرقانونی است که حالا رشد شکننده‌ اقتصاد اروپا را هم تهدید می‌کند. گذشته از این، خاطره‌ جنگ عراق که انگلیس از آن حمایت کرد و بعدها تا مدت‌ها از آن پشیمان بود، هنوز برای رهبران اروپایی زنده است.»

بی‌بی‌سی در مقاله‌ای دیگر به توضیح ادعاهای آمریکا در خصوص مذاکره با ایران پرداخت و نوشت:«وقتی یک طرفِ ماجرا یعنی آمریکا می‌گوید مذاکراتی مستمر و سازنده برای پایان جنگ در جریان است و طرف دیگر، یعنی ایران، می‌گوید «نه، چنین چیزی وجود ندارد»، بالاخره باید کدام را باور کرد؟ دقیقا پشت پرده چه خبر است؟ آیا واقعا صلح در خلیج فارس نزدیک است؟ یا هر دو طرف خودشان را برای جنگی پرهزینه و طولانی آماده می‌کنند، جنگی که قیمت انرژی را بالا نگه می‌دارد و تمام تابستان روی کل جهان تأثیر می‌گذارد؟ بی‌شک پیام‌هایی از آمریکا به ایران فرستاده می‌شود، اما غیرمستقیم و از طریق کشورهای میانجی مثل پاکستان که با هر دو دولت روابط خوبی دارند. البته این با «مذاکره» فرق دارد؛ شاید همین هم توضیح دهد که چرا یک سخنگوی نظامی ایران صریحا گفته چنین مذاکراتی در کار نیست. ارتباط و کانال‌های غیرمستقیم بین دو طرف وجود دارد اما ممکن است هنوز تا رسیدن به توافق راه درازی باقی مانده باشد. نشانه‌ها حاکی از آن است که حالا وارد شرایطی شده‌ایم که چندان هم با بن‌بست پایان جنگ روسیه و اوکراین تفاوتی ندارد. هر دو طرف می‌گویند خواهان پایان جنگ هستند، اما به شرط خودشان و این شرط‌ها هنوز فاصله‌ی زیادی با چیزی دارد که طرف دیگر حاضر باشد بپذیرد.»

رسانه‌های عربی و منطقه‌ای

وب سایت الجزیره در مقاله ای به قلم «خالد فؤاد» می نویسد: بستن کنونی تنگه هرمز برخلاف درگیری‌های محدود جنگ ایران و عراق در دهه ۸۰، بی‌سابقه است و ۲۰ درصد از عرضه نفت و گاز جهان را مختل کرده که از بحران‌های ۱۹۷۳ (۷ درصد کمبود) و ۱۹۷۹ (۴ درصد کمبود) شدیدتر است. با وجود مسیرهای جایگزین و ذخایر استراتژیک، کسری ۷ تا ۱۰ درصدی می‌تواند نفت را از مرز ۱۵۰ دلار عبور دهد. این وضعیت واردکنندگان بزرگ (اروپا و آسیا) را به سمت انرژی تجدیدپذیر و تنوع منابع سوق می‌دهد و صادرکنندگان خلیج فارس را ناگزیر به افزایش ذخیره‌سازی و فعال‌سازی خطوط لوله زمینی مانند خط شرق‑غرب عربستان و حبشان‑فجیره می‌کند. خطر اصلی متوجه مخازن ذخیره‌سازی است؛ پر شدن آنها تولیدکنندگان را به «بستن چاه‌ها» وامی‌دارد که تصمیمی فاجعه‌بار از نظر فنی و اقتصادی است. در این میان، چین با تأمین ۳۰ درصد مصرف از انرژی تجدیدپذیر و تسلط بر ۸۰ درصد فناوری‌های آن موقعیت خود را مستحکم کرده، روسیه با افزایش درآمدهای نفتی و کاهش فشار تحریم‌ها بزرگترین برنده است، در حالی که ژاپن، کره جنوبی و تایوان به دلیل وابستگی شدید به گاز طبیعی این مسیر بیشترین آسیب را دیده‌اند. پس از ناکامی استراتژی‌های آمریکا برای بازگشایی تنگه با زور، اکنون نظر جهانی بر این است که بازگشت به وضع عادی تنها با آتش‌بس ممکن است. نویسنده هشدار می‌دهد که با هدف‌گیری تأسیسات گاز ایران (پارس جنوبی) توسط آمریکا و اسرائیل و تلافی آن با ضربات ایران به تأسیسات نفتی خلیج فارس، منطقه وارد «جنگ تاسیسات انرژی» شده است که زیان‌های آن حتی از بستن خود تنگه هرمز نیز فراتر خواهد رفت.

المیادین در مقاله ای به قلم «حسن نافعه» تأکید می کند که ایران چاره ای جز پایداری در برابر جنگ آمریکا و اسرائیل ندارد تا آنها را به توقف تجاوز وادار کند. نویسنده معتقد است خواسته های اعلامی واشنگتن و تل آویو (برچیدن برنامه هسته ای، محدودیت موشکی و قطع رابطه با جبهه مقاومت) پوششی برای نیات واقعی آنهاست که همانا سرنگونی نظام و تجزیه ایران است. این مقاله می افزاید: نتانیاهو با استفاده از نفوذ خود بر ترامپ، او را از فشار حداکثری به سمت جنگ تمام عیار سوق داد. با وجود ضربات اولیه، ایران با استراتژی ترکیبی از انعطاف تاکتیکی و صلابت راهبردی، جنگ را به فرسایش تبدیل کرده است. در این میان، کشورهای عربی خلیج فارس در تنگنایی گرفتار شده اند که نشان می دهد پایگاه های آمریکایی در منطقه، به جای تأمین امنیت، به باری بر دوش آنها تبدیل شده اند. نویسنده نتیجه می گیرد که پایداری و مقاومت ایران، تنها راه پیش روی منطقه برای مقابله با پروژه «اسرائیل بزرگ» و دستیابی به راه حلی جامع، شامل خلع سلاح اتمی در منطقه است.

وب سایت شبکه یمنی المسیره در مقاله‌ای به قلم «ابراهیم الدیلمی» نوشت: حمله ایران به منطقه دیمونا در پاسخ به تجاوز به تأسیسات نطنز، پیامی راهبردی با دلالت‌های روشن داشت. این عملیات میان شهر دیمونا (مناطق مسکونی) و رآکتورهای هسته‌ای حساس آن تمایز قائل شد تا ضمن هشدار به رژیم صهیونیستی، از بروز فاجعه زیست‌محیطی جلوگیری کند. سپاه پاسداران با موشک‌های بارانی، خسارت‌های سنگینی به ساختمان‌ها وارد و بیش از دویست صهیونیست را کشته یا زخمی کرد. نفوذ به عمق مناطق حیاتی و شکست پیاپی سامانه‌های دفاعی رژیم نشان‌دهنده برتری موشکی ایران و فروپاشی ادعاهای پیشین درباره امنیت آسمان اسرائیل است. این اقدام افزون بر بازدارندگی و تأکید بر اصل «مقابله به مثل»، معادلات راهبردی را تغییر داد؛ به‌گونه‌ای که پس از آن، رژیم از هدف‌گیری دوباره تأسیسات هسته‌ای ایران خودداری کرد. کارشناسان این ضربه را «نقطه عطفی» می‌دانند که خطوط قرمز دشمن را جابه‌جا کرد و اثبات نمود هرگونه تجاوز با پاسخی متقابل و حساب‌شده روبه‌رو خواهد شد.

خبرگزاری آناتولی در مطلبی نوشت:«به جای اینکه اجازه دهیم درگیری آمریکا-اسرائیل-ایران با هزینه‌های هنگفت برای آمریکا و جهان ادامه یابد، بسیار منطقی‌تر است که به دنبال راه‌حل دیپلماتیک بود و مسائل باقی‌مانده را از طریق گفتگو حل کرد. ماهیت عملیات زمینی تابع اصولی است که ریشه در هزاران سال تجربه نظامی دارد. در این چارچوب، یک عملیات زمینی باید در درجه اول در خدمت یک هدف سیاسی روشن باشد و یک هدف مشخص را دنبال کند. با این حال، هدف سیاسی مداخله آمریکا و اسرائیل علیه ایران نامشخص باقی مانده است. در حالی که در ابتدا تغییر رژیم از طریق قیام مردمی مد نظر قرار گرفته بود، اهداف دیگری نیز مطرح شده‌اند، از جمله هدف قرار دادن برنامه‌های هسته‌ای و موشکی. نبود یک هدف مشخص، برنامه‌ریزی نظامی را مختل کرده و وضعیتی نظامی ایجاد کرده است که دیگر با هدف اصلی خود همخوانی ندارد و تأثیر راهبردی مورد نظر را کاهش می‌دهد. واضح است که انجام یک عملیات زمینی نیازمند یک اکوسیستم نظامی جامع است – نه فقط چند لشکر – و اینکه استقرار نیروهای ناکافی از دستیابی به تمرکز و توازن لازم جلوگیری می‌کند. این ریسک اصلی عدم توازن نیرو است. چنین تهاجم زمینی محدودی احتمالا تنها منجر به تلفات خواهد شد، بدون اینکه به اهداف معناداری دست یابد. در همین حال، ایران توانایی پاسخ نظامی را حفظ خواهد کرد و هم‌زمان از منابع انرژی خود بهره برداری کرده و تهدید به بستن تنگه هرمز خواهد کرد.»

«عثمان سرد» نویسنده روزنامه «قرار» ترکیه در یادداشت امروزش نوشت: جنگ با ایران که توسط آمریکا و با همراهی اسرائیل آغاز شد، تقریبا یک ماه به طول انجامیده است. ادعای دولت آمریکا به برخی از متحدانش مبنی بر اینکه جنگ در چهار روز به پایان خواهد رسید، چیزی بیش از یک اشتباه محاسباتی خنده‌دار بود. ایران سطحی از مقاومت را نشان داده است که بسیار فراتر از انتظارات متجاوزان و کشورهای منطقه است. علاوه بر این ایران تصمیم گرفت با بستن تنگه هرمز، ابتدا درگیری را به کل خلیج فارس و سپس به اقتصاد جهانی گسترش دهد و هزینه حمله به آن را نشان دهد و کسانی را که ممکن است دوباره چنین اقدامی را انجام دهند، سه بار به فکر وادارد بعد تصمیم بگیرد. در اقدامش موفق هم شد.»

«احمد وارول» نویسنده روزنامه «ینی آکیت» ترکیه نوشت:«ترامپ در ابتدا گفته بود تا زمانی که ایران تسلیم نشود، هیچ‌گونه توافقی در کار نخواهد بود. اما مدت زیادی نگذشت که شروع به صحبت درباره تمایل به توافق و پایان دادن به جنگ کرد و حتی ادعا نمود که در موضوع توافق از طرف ایرانی «هدیه خوبی» دریافت کرده‌اند. آنچه به نظر می‌رسد این است که ائتلاف آمریکا و اسرائیل نتوانسته‌اند به اهدافی که از جنگ دنبال می‌کردند دست یابند. به همین دلیل نیز احتمالا بر این باورند که ادامه یافتن جنگ هم به خودشان و هم به اقتصاد جهانی آسیب خواهد زد، واکنش‌ها و انتقادها علیه آنان افزایش خواهد یافت و جنگ وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر و دشوارتر خواهد شد.»

«حامد میر» نویسنده پاکستانی در روزنامه و سایت خبری «جنگ نیوز» با اشاره به نامه اسرائیل به یونیسف درباره آسیب دیدن کودکان اسرائیلی در حملات موشکی ایران، این موضوع را مطرح می‌کند که همین اسرائیل پیش‌تر در غزه هزاران کودک فلسطینی را کشته و به هشدارهای بین‌المللی توجهی نکرده است. در ادامه تأکید می‌شود که مسئولیت این جنگ تنها بر عهده یک طرف نیست، بلکه کشورهای قدرتمند و نهادهای بین‌المللی که از سال ۱۹۴۸ در برابر اقدامات اسرائیل سکوت کرده‌اند نیز مقصرند. نویسنده به اشغال سرزمین‌های فلسطینی، ضعف کشورهای اسلامی و نقش آمریکا در حمایت از اسرائیل اشاره می‌کند. بخش مهمی از متن به بی‌اعتمادی ایران نسبت به آمریکا، به‌ویژه دولت ترامپ، اختصاص دارد. نویسنده می‌گوید که ایران معتقد است آمریکا از مذاکرات به‌عنوان ابزار فریب استفاده می‌کند. در همین راستا، این سؤال مطرح می‌شود که چه کسی می‌تواند تضمین کند ترامپ به تعهدات خود پایبند خواهد بود. در پایان، نویسنده بر ضرورت ایجاد یک چارچوب قابل اعتماد برای مذاکرات تأکید کرده و معتقد است که بدون وجود تضمین‌های واقعی، صلح پایدار ممکن نخواهد بود.

«محمد پرویز بونیری» در اکسپرس نیوز پاکستان نوشته است که در گذشته قدرت مسلمانان به ایمان، اخلاص و فداکاری وابسته بود، اما امروز به دلیل دنیاطلبی و ضعف ایمان، دچار ناتوانی شده‌اند و نمی‌توانند در برابر دشمنان مقاومت کنند. در بخش از این گزارش آمده است که ایران برخلاف بسیاری از کشورهای اسلامی، به دلیل انسجام داخلی، حمایت مردم و ساختار منظم اطلاعاتی توانسته در برابر فشارهای آمریکا و اسرائیل مقاومت کند، هرچند با چالش‌هایی مانند نفوذ و ترور نیز روبه‌رو بوده است. در مقابل، سایر کشورهای اسلامی وابسته به غرب معرفی می‌شوند که به دلیل ضعف داخلی، به‌راحتی تحت تأثیر و سلطه قدرت‌های خارجی قرار می‌گیرند.

رسانه‌های چین و روسیه

سی جی تی ان چین، طرح صلح ترامپ را استراتژی روابط عمومی توصیف کرد و نوشت:«سرانجام، واشنگتن دریافته که جنگ بسیار فراتر از آن چیزی است که روی آن حساب می‌کرد. آمریکا یک طرح ۱۵ ماده‌ای به ایران ارسال کرده است تا به درگیری که اکنون وارد چهارمین هفته خود شده است، پایان دهد. از همان ابتدا آمریکا به دنبال سرنگونی دولت ایران، تضعیف برنامه هسته‌ای آن و تشدید تسلط بر منابع نفتی بود. اما نتیجه؟ تنگه هرمز بسته شد. متحدان کلیدی ناتو از کمک به آن‌گونه که ترامپ درخواست کرده بود، خودداری کردند. قیمت نفت به بالاترین میزان خود در سال‌های اخیر افزایش یافت و سرمایه‌گذاران به دلیل نگرانی فزاینده از تورم، در حال فروش اوراق قرضه آمریکایی هستند. و سپس در عرصه سیاست داخلی، میزان محبوبیت ترامپ به پایین‌ترین سطح خود از زمان بازگشتش به کاخ سفید کاهش یافته است. نظرسنجی رویترز نشان می‌دهد که تنها ۳۶ درصد از آمریکایی‌ها عملکرد او را تأیید می‌کنند که نسبت به ۴۰ درصد در هفته گذشته و ۴۷ درصد در روزهای اول ریاست‌جمهوری او کاهش یافته است. اکنون، پایان دادن به جنگ قریب‌الوقوع به نظر می‌رسد. به همین دلیل است که واشنگتن با صدای بلند از دیپلماسی صحبت می‌کند. تداوم تحرکات جنگی آمریکا باعث طرح سوال دشواری می شود: آیا این طرح صلح واقعاً برای پایان دادن به یک جنگ فاجعه‌بار است، یا برای نجات یک ریاست‌جمهوری تضعیف‌شده در داخل آمریکا؟ اگر آمریکا واقعا خواهان پایان این جنگ است، به چیزی فراتر از نکات گفتاری و لفاظی نیاز دارد.»

خبرگزاری تاس (TASS) در مطلبی نوشته است:« بحران کنونی در خاورمیانه و تغییر اولویت‌های مالی غرب ممکن است کی‌یف را ناچار کند که در مذاکرات مربوط به حل مناقشه اوکراین رویکرد عمل‌گرایانه‌تری در پیش گیرد. به گفته او، تا زمانی که غرب بودجه کلانی در اختیار زلنسکی قرار می‌دهد، انگیزه‌ای برای پایان جنگ وجود ندارد، اما هرگونه تغییر در توان مالی حامیان غربی اوکراین مستقیما بر شرایط مذاکرات تأثیر خواهد گذاشت. این دیپلمات روس تأکید کرد زلنسکی به خوبی می‌داند تا وقتی اوکراین در کانون توجه رسانه‌ای باشد می‌تواند از غرب بودجه دریافت کند، از این رو با ابتکارات رسانه‌ای مختلف تلاش می‌کند توجه‌ها را به سمت اوکراین حفظ کند.»

خبرگزاری تاس در مطلب دیگری نوشته است:« آندری کلین سفیر روسیه در لندن در مصاحبه با شبکه ۴ انگلیس دو اشتباه راهبردی آمریکا در حمله به ایران را برشمرد: اول، دست‌کم گرفتن توانایی ایران در مقاومت و تصور اینکه با نخستین حملات حکومت ایران تغییر خواهد کرد؛ دوم، نادیده گرفتن پیامدهای اقتصادی این اقدام. به گفته وی، هر دو پیش‌بینی اشتباه از آب درآمدند و آمریکا متحدان خود و کشورهای حوزه خلیج فارس را نیز در این محاسبات غلط شریک کرد. کلین تأکید کرد آمریکا اکنون بیش از ایران به توافق صلح نیاز دارد، چرا که ایران برای آرمان و کشور خود می‌جنگد، در حالی که واشنگتن بدون اهداف روشن، برنامه خروج مشخصی ندارد و افکار عمومی در خود آمریکا و انگلیس نیز از این اقدامات حمایت نمی‌کنند. به گفته این دیپلمات روس، اکنون نوبت دولت آمریکاست که راهی برای برون‌رفت از این بحران بیابد.»

اسپوتنیک نیز به نقل از ارل راسموسن ارتشبد بازنشسته ارتش آمریکا و معاون پیشین مرکز اوراسیا در واشنگتن، نوشت:«طولانی شدن مناقشه در ایران منجر به فروپاشی نظام مالی جهانی خواهد شد. اگر درگیری ادامه یابد، با فروپاشی نظام مالی جهانی، با اختلال در تأمین انرژی جهان و قحطی قریب‌الوقوعی روبرو خواهیم شد که به بحران بشردوستانه جهانی می‌انجامد. راه‌حل بهتر برای آمریکا این است که بپذیرد تجاوزش به ایران یک تصمیم فاجعه‌بار بوده و نیازمند راه‌حل دیپلماتیک است.»

فیودور لوکیانوف سردبیر نشریه راشا تودی در مورد خطاهای آمریکا در جنگ علیه ایران نوشته است:«آمریکا با محاسباتی اشتباه و مبتنی بر فرصت‌طلبی وارد جنگ با ایران شد و تصور می‌کرد با ضربات اولیه، ایران سریعا تسلیم می‌شود. اما ایران برخلاف عراق یا افغانستان، کشوری با عمق راهبردی، توان نظامی قابل توجه و موقعیت جغرافیایی حساس است که می‌تواند جریان انرژی جهانی را مختل کند. این اشتباه محاسباتی، واشنگتن را درگیر جنگی کرده که خروج از آن دشوار است. این جنگ آزمونی تعیین‌کننده برای جایگاه جهانی آمریکا است. در صورتی که آمریکا نتواند به یک پیروزی قاطع دست یابد – مانند بازپس‌گیری کنترل تنگه هرمز – شکست در این درگیری نه فقط یک عقب‌نشینی تاکتیکی خواهد بود، بلکه اعتبار کلی مدل جدید سیاست خارجی آمریکا (مبتنی بر زور و معامله‌گری بدون مسئولیت‌پذیری) را مخدوش خواهد کرد. با توجه به فاصله زیاد مواضع دو طرف، احتمال توافق دیپلماتیک کم است و مسیر تشدید تنش محتمل‌تر به نظر می‌رسد.»

رسانه‌های رژیم صهیونیستی

تایمز اسرائیل در مطلبی نوشته است:«با آغاز حملات هوایی آمریکا و اسرائیل، پیش‌بینی‌ها درباره فروپاشی سریعنظام ایران محقق نشد. شدت حملات باعث شد رهبران ارشد ایران متحد شوند و نیروهای مسلح از جمله سپاه پاسداران و بسیج، نشانه‌ای از تزلزل از خود نشان ندهند. برخلاف انتظار طراحان حمله که امیدوار بودند بمباران‌ها فضای اعتراضات داخلی را فراهم کند، جنگ فعلی باعث شده انتقادات از سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی به حاشیه برود و کسانی که پیش‌تر خواهان مذاکره یا اصلاحات بودند، جایگاه خود را از دست بدهند. الکس واتانکا از مؤسسه خاورمیانه نیز تأکید می‌کند که قدرت هوایی به تنهایی نمی‌تواند باعث شکاف در ارتش ایران شود و تا زمانی که نیروهای مسلح متحد باقی بمانند، معترضان غیرمسلح توان سرنگونی نظام را ندارند.»

روزنامه معاریو در گزارشی مدعی شده است:« از آغاز جنگ، ایران برای اولین بار با عبور از خطوط قرمز سنتی، حملات مستقیم و گسترده‌ای با موشک و پهپاد به تأسیسات نفتی، بنادر و پایگاه‌های نظامی عربستان انجام داد. در مقابل، واکنش ریاض محدود به رهگیری و خودداری از پاسخ نظامی بود. این رفتار، شکاف عمیق بین «قدرت بالقوه» و «اراده برای استفاده از آن» را در عربستان نشان داد. عربستان علی‌رغم برخورداری از توان نظامی و اقتصادی و نقشش به عنوان متحد کلیدی آمریکا، از رویارویی مستقیم با ایران پرهیز کرده است. جنگ کنونی، ماهیت رقابت ایران و عربستان را از یک منازعه مذهبی-اقتصادی به نمایشی از «اراده برای قدرت» تبدیل کرده است. در حالی که ایران به عنوان بازیگری تهاجمی و متحد با محور مقاومت ظاهر می‌شود، عربستان به عنوان شریکی مردد و منفعل تصویر شده که حتی با داشتن پشتیبانی آمریکا، از شکل‌دهی به تحولات منطقه بازمانده است. این واقعیت جدید، درک آمریکا و اسرائیل از متحد سنتی خود را تغییر داده و نشان می‌دهد که عربستان در محاسبات راهبردی آینده، وزنه مؤثری به شمار نمی‌آید.»

«آوی اشکنازی» در معاریو از سردرگمی راهبردی اسرائیل نوشته است. وی با اشاره به پایان اولتیماتوم ترامپ به ایران، از بلاتکلیفی راهبردی اسرائیل در تعیین وضعیت آینده جنگ می‌گوید. در حالی که ارتش اسرائیل برای دو سناریوی ادامه جنگ یا آتش‌بس آماده می‌شود، نیروی هوایی حملات خود را در سه سطح اولویت‌بندی شده، تشدید کرده تا حداکثر ضربه را به اهداف مهم و فوری در ایران وارد کند. با این حال، ابهام در تصمیم‌گیری سیاسی، برنامه‌ریزی نظامی را با دشواری مواجه کرده است. بخش مهم تحلیل به جبهه شمال (لبنان) اختصاص دارد. اشکنازی با انتقاد شدید از وزارت جنگ اسرائیل به رهبری کاتس، وضعیت سکونتگاه‌های مرزی را «رها شده» توصیف می‌کند. نویسنده در ارزیابی نظامی تأکید می‌کند تصور اولیه از تضعیف کامل حزب‌الله اشتباه بوده است. هرچند اسرائیل ۷۰۰ نفر از نیروهای حزب‌الله را از بین برده، اما این سازمان همچنان توان شلیک موشک از عمق لبنان را دارد و ارتش اسرائیل تنها در حالت دفاعی و بدون اهداف روشن عمل می‌کند.

اسرائیل هیوم در گزارشی با انتقاد شدید از عملکرد شبکه خبری «کانال ۱۲» اسرائیل در پوشش جنگ با ایران، مصادیق متعددی از پخش اخبار نادرست را برمی‌شمارد. از جمله پخش «تصاویر اختصاصی از حملات هوایی به تهران» که بعدا مشخص شد ساخته هوش مصنوعی است و نیز انتشار ویدیویی از بمب‌افکن‌های بی۲ در آسمان ایران که در واقع از یک بازی رایانه‌ای گرفته شده بود. به گفته این رسانه، این اشتباهات فاحش، شبکه ۱۲ را به «تبدیل به جوک شبکه‌های اجتماعی» کرده است. هیوم تأکید می‌کند که تکیه بیش از حد بر منابع ناشناس («گروه‌های امنیتی») و انتشار ادعاهای بدون راستی‌آزمایی، اعتماد به این شبکه را به شدت کاهش داده است. نمونه بارز، گزارش الماگ بوکر درباره «کاهش ۹۵ درصدی توان شلیک ایران طی روزهای اخیر» بود که دو هفته بعد، همان شبکه از تداوم حجم بالای حملات ایران ابراز شگفتی کرد. حتی یونیت لوی مجری اصلی، در یکی از بخش‌ها به صراحت گفت «اگر این گزارش درست باشد» که نشان‌دهنده تردید درونی عوامل شبکه نسبت به اخبار خودشان است.

جمع بندی

رسانه‌های بین‌المللی در تحلیل امروز خود از جنگ علیه ایران، بر شکست راهبردی متجاوزان و بن‌بست کنونی فارن افرز آمریکا با استناد به چهار دهه آماده‌سازی ایران، جنگ را به سود تهران ارزیابی می‌کند. بی‌بی‌سی و نیویورک تایمز از سردرگمی ترامپ برای خروج از جنگ و دو راهی اروپا میان بحران انرژی و مخالفت افکار عمومی با جنگ گزارش داده‌اند.

در جهان عرب، الجزیره از اختلال ۲۰ درصدی عرضه انرژی و ورود منطقه به «جنگ تأسیسات» خبر می‌دهد. المیادین و المسیره (یمن) بر افزایش بازدارندگی موشکی ایران و تغییر معادلات راهبردی پس از حملات به دیمونا تأکید دارند. نویسندگان ترکی در ینی آکیت و قرار، اشتباه محاسباتی واشنگتن و موفقیت ایران در بستن تنگه هرمز را نقطه عطف خواندند.

رسانه‌های چین و روسیه نیز با نگاه به پیامدهای جهانی، این جنگ را فاجعه‌بار توصیف کردند. سی‌جی‌تی‌ان چین طرح صلحآمریکا را تلاشی برای نجات ریاست‌جمهوری تضعیف‌شده ترامپ دانست. تاس و اسپوتنیک روسیه از فروپاشی احتمالی نظام مالی جهانی و دو اشتباه راهبردی آمریکا (دست‌کم گرفتن مقاومت ایران و نادیده گرفتن پیامدهای اقتصادی) سخن گفتند.

در رسانه‌های رژیم صهیونیستی، تایمز اسرائیل از اتحاد داخلی ایران در برابر حملات ابراز نگرانی کرده است. معاریو با اشاره به انفعال عربستان و سردرگمی کابینه نتانیاهو، وضعیت ارتش اسرائیل را «بلاتکلیفی راهبردی» ارزیابی نمود. اسرائیل هیومنیز ضمن افشای اخبار جعلی شبکه‌های داخلی اسرائیل درباره پیشرفت جنگ، به کاهش شدید اعتماد عمومی اشاره کرد.

کد مطلب 6784300

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha